Never Understand

… و هرگز نمی دانند

دود


برقص
تا تن سپیدت
بر شادی بی وصف سرخی ِ آتش
_ بر خاکستر سوخته ی خاطراتی
که در مِجمر بی تاب فرداها
به ضرب زمان
و بر دودآلودترین خاکستر فراموشی
سوختند _
دردش را از یاد بَرَد و
بر باد دهد

Comments are closed.