Never Understand

… و هرگز نمی دانند

شِکوه


نه دیگر
اشکهایم
از شُکوهِ عشق نیست

شِکوه‌ای ست
چون تف لعنت ابری سیاه
بر زمین
اینجا که منم

و چون خون‌آبه‌ی سرخ غروبی
بر آسمان
آنجا که تویی

پ.ن: چیک … چیک … چیک …

Comments are closed.