Never Understand

… و هرگز نمی دانند

آینه


شمار روزا از دستم در رفته
سیگارا هم

شهر ما رو درختاش جغد نداره
اما شبا خیلیا بیدارن

مشکل دارم با چراغ اتاقم
وقتی روشنه نمیشه رویا بافت

همونقدر که معشوقش رو دوست داره
ازش متنفره

خدا یعنی شک
من مومنم به خدا قسم

درس اول: جلوی آینه بشین
حالا خودتو فراموش کن

پ.ن: (!)

Comments are closed.