Never Understand

… و هرگز نمی دانند

خاک


اشتباه آورده ای مرا
انگار که
باد هرزه ی هرجا گردی را
به کالبد آدمی دمیده باشند
اینچنین که منم

من نه آنچنانم
که پرده از رخ حقیقت بدَرم
تا نمایان شود
زشتی زندگی

و نه اینچنینم
که زندگی کنم
در روزهای روزگاران جهان
شادان و غزل خوان

مرا بمیران
که مرده ها را منتی نیست
به لباس و نفس
که مرده ها را منتی نیست
به عشق

مرا در خود بمیران
که پاکترین مثال ما
خاک است
اینچنین که تویی

و آنجا که تویی
که خداوندگاری و بزرگ
و بر عرش خود
خاک ما را غربال میکنی
پیش از هر تولد

Comments are closed.