This entry was posted on شنبه, خرداد ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۲ ق.ظ and is filed under دسته بندی نشده. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. Both comments and pings are currently closed.


Never Understand
… و هرگز نمی دانند
شهر سوخته
کشید
دست بر گیسوان پریشان زمین
با سرانگشتان باران اش
تا غم از قامت درختان و
چرک از چهره پرندگان
برگیرد
و کشید
صبر سخت خدایی را
