Never Understand

… و هرگز نمی دانند

آغاز


زمستان می آید
و من باز سیگار نمی کشم

۲ Responses to “آغاز”

  1. انار Says:

    چرا کامنتای پستای آخر بسته است؟!
    یه بار خیلی وقت پیش اومدین بلاگم یادتونه؟!
    “زندگی آواریست بر سر یک نوزاد…”
    یقین ندارم اما فکر کنم شما آقای سلیمانی “بود” باشید!
    چرا بزرگ شدین و رفتین؟! من تازه اومده بودم…
    امشب دلم فقط “بود” می خواد…
    —————-
    نمی دونم چرا؟! ولی امشب رفتم کامنتارو مرور کردم کامنت شمارو دیدم اومدم اینجا!
    خیلی ساکته اینجا…
    از قرارمعلوم ماهی یه بار می نویسین!
    حس آشنایی داره اینجا…
    زودتر بنویسید…
    براتون آرزوی موفقیت می کنم

  2. انار Says:

    اینم آدرس جدید وبلاگ…
    من دیگه از خودم چیزی نمی نویسم.نطقم کوره…
    اگه لطفی نداشت بلاگ عذر می خوام
    فقط واسه گذران وقت آپ میشه!