Never Understand

… و هرگز نمی دانند

طلوع


زمین از آن ما نبود و
زمان نیز هم

روزهای کار بود و
کار ما انبار انبانه دان دنیا

تا آن روز که مرگمان؛
مجال مرثیه خوانان اجاره ای شود و
میهمان معده ی گورستان

تا آن روز که مرگمان؛
این میراث به جای مانده از انبوه مردگان
سهم مان شود

زمین از آن ما نبود و
زمان نیز هم

و ما غافل از این
گرم کار انبار انبانه دان دنیا بودیم
و شعری نسرودیم
از فرصت کوتاه طلوع
به وقت سحر

پ.ن: شب شعر قدر من

Comments are closed.